مركز اطلاعات و مدارك اسلامى

383

فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )

در اينكه جمع منكّر از الفاظ عموم محسوب مىشود يا نه ، اختلاف است . كسانى كه دلالت آن را بر عموم نپذيرفته‌اند استدلال كرده‌اند كه رجال ، جمع رجل است و چون رجل بر عموم استغراقى دلالت ندارد ، رجال نيز بر عموم استغراقى دلالت ندارد ، هرچند مانند رجل ، صلاحيت صدق بر يكايك افراد را به صورت بدلى دارد . كسانى ، همچون شيخ طوسى كه به دلالت آن بر عموم اعتقاد دارند ، استدلال نموده‌اند كه لفظ جمع هم بر ادنى مراتب ( پايين‌ترين مرتبه از مراتب جمع ) كه سه نفر مىباشد و هم بر اعلى مراتب ( بالاترين مرتبه ) دلالت مىنمايد ، ولى وقتى متكلم حكيم آن را استعمال مىكند ، اگر اراده او به ادنى مراتب جمع تعلق گرفته باشد بايد آن را بيان كند ( قرينه آورد ) و اگر بيان ننمايد ، از راه جريان مقدمات حكمت ، نتيجه گرفته مىشود كه مراد او از استعمال جمع منكّر ، بيان اين مطلب است كه حكم او به اعلى مراتب ، يعنى تمامى افراد و مصاديق آن ، تعلق گرفته است . به اين استدلال دو پاسخ داده شده است : پاسخ اول ، نقضى است ؛ به اين بيان كه اگر متكلم حكيم اعلى مراتب را اراده نموده بود ، بيان مىكرد و چون بيان نكرده است ، روشن مىشود كه آن را در نظر نداشته است . پاسخ دوم اينكه : قطع به اراده اقل مراتب و شك در اراده بيش از آن ، خود قرينه‌اى است بر اينكه اقل مراتب اراده شده است . « صاحب معالم » مىگويد : لفظ جمع براى معناى مشترك بين عموم و خصوص وضع شده است ، بنابراين ، هرگاه به‌طور مطلق به كار رود ، احتمال صدق آن بر اقل مراتب و اعلى مراتب ، وجود دارد ، اما چون اراده اقل مراتب از جانب متكلم يقينى است ولى اراده مراتب ديگر آن مشكوك است ، تا قرينه‌اى بر اراده مراتب ديگر اقامه نشود ، به عدم اراده آنها حكم مىگردد ؛ پس جمع منكّر بر عموم دلالت نمىكند . رشاد ، محمد ، اصول فقه ، ص 149 . صاحب معالم ، حسن بن زين الدين ، معالم الدين و ملاذ المجتهدين ، ص 106 . مشكينى ، على ، تحرير المعالم ، ص 104 . ميرزاى قمى ، ابو القاسم بن محمد حسن ، قوانين الاصول ، ج 1 ، ص 220 . جمع موضوعى رفع تنافى در ناحيه موضوعات احكام ، در ادلّه متعارض جمع موضوعى ، مقابل جمع حكمى و به معناى ايجاد سازگارى ميان ادله متعارض به وسيله رفع تنافى در ناحيه موضوع آنها است ، مانند : جمع بين عام و خاص ، مطلق و مقيد و مجمل و مبين . براى مثال ، دليل عام مىگويد : « اكرم العلماء » و دليل خاص مىگويد : « لا تكرم الفساق منهم » ، حال اگر به مفاد عام عمل شود ، اكرام تمام علما ، چه فاسق و چه غير فاسق ، واجب مىگردد و اين به خلاف مفاد خاص است كه ، حرمت اكرام فاسقان مىباشد . براى رفع تنافى و جمع بين دو دليل مىتوان گفت : « اكرم العلماء ، الا الفساق منهم » كه به آن جمع موضوعى مىگويند ؛ يعنى به كمك اين جمع ، دايره شمول موضوع « اكرم العلماء » محدود شده و عالمان فاسق از تحت آن خارج مىشود ؛ بنابراين از طريق تصرف در موضوع دليل عام ، تنافى از بين مىرود . جناتى ، محمد ابراهيم ، منابع اجتهاد ( از ديدگاه مذاهب اسلامى ) ، ص ( 174 - 173 ) . جزايرى ، محمد جعفر ، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية ، ج 8 ، ص 146 . جمع نكره ر . ك : جمع منكّر جمل ر . ك : الفاظ مركب جملات اخبارى ر . ك : جمله‌هاى خبرى جملات انشايى ر . ك : جمله‌هاى انشايى جملات غائيه ر . ك : جمله‌هاى غائى جمل اخباريه ر . ك : جمله‌هاى خبرى جمل تامه ر . ك : جمله‌هاى تام جمل تامه انشائيه ر . ك : جمله‌هاى انشايى جمل تامه خبريه ر . ك : جمله‌هاى خبرى جمل خبرى ر . ك : جمله‌هاى خبرى جمل غير تامه ر . ك : جمله‌هاى ناقص جمل ناقصه ر . ك : جمله‌هاى ناقص [ جمله ] جمله شرطيه ر . ك : جمله‌هاى شرطى